تبليغاتX
کاوش های روانی

نظریه  دوپامین اسکیزوفرنی

شگفت اینکه، توفیق عمده بعدی در مطالعه روان گسیختگی از  تحقیق بر روی بیماری پارکینسون به دست آمد. در سال 1960، گزارش  شد که جسم مخطّط مغز کسانی که با بیماری پارکینسون فوت کرده اند  از دوپامین خالی  شده  بود(ارینگر و اورنیکویچ، 1960). این کشف اشاره داشت که قطع انتقال دوپامینرژیک می تواند علائم پارکینسون را تولید کند؛ و به خاطر ارتباط بین بیماری پارکینسون و اثرات ضد اسکیزوفرنیایی کلورپرومازین و رزرپین ، نشان داد که اثرات داروهای ضد اسکیزوفرن می تواند از طریقه مشابهی حاصل شود. بدین سان تولد تئوری دوپامین اسکیزوفرنی بود ( نظریه ای که روان گسیختگی معلول مقدار زیاد دوپامین و بالعکس، داروهای ضد اکیزوفرن اثراتشان را با کاهش مقادیر دوپامین نشان میدهند.).

 پشتیبانی فوری به نظریه دوپامین اسکیزوفرنی دو واقعیت مستحکم(پرو پا قرص) موجود بود. اول، اینکه داروی اسکیزوفرنیایی رِزرپین با درهم شکستن کیسه های سیناپسی، مغز را از دوپامین و دیگر تک آمینه ها خالی می کند. دوم، داروهایی همچون آمفتامین و کوکائین ، که می توانند حوادث روان گسیختگی را در انسانهای عادی ایجاد کنند، مقادیر خارج سلولی دوپامین و دیگر تک آمینه های مغز را افزایش میدهند.

یک گام مهمّ در تحوّل نظریه دوپامین اسکیزوفرنی در سال 1963 برداشته شد، زمانی که کارلسون و لاینکیست تأثیرات کلورپرومازین بر مقادیر خارج سلّولیِ دوپامین و متابولیت های آن (= مولکولهای جدیدی که در نتیجه سوخت و ساز ساخته میشوند) را سنجیدند. آنها انتظار داشتند به این نتیجه برسند که  :

شکل 17/7- کلورپرومازین، مانع انتقال در سیناپس های دوپامین است.

 کلورپرومازین مانند رزرپین مغز را از دوپامین تخلیه میکند، اما چنین نبود. مقادیر خارج سلّولی دوپامین بوسیله کلورپرومازین پر نشده بود و مقادیر خارج سلولیِ متابولیت های آن افزوده شده بود. آنها به این نتیجه رسیدند که کلورپرومازین و رزرپین هر دو مانع انتقال در سیناپس های دوپامین  می شوند امّا به دو طریق مختلف؛ رزرپین با تخلیه مغز از دوپامین و کلورپرومازین با چسبیدن به گیرنده های دوپامین. آنها چنین استدلال کردند که کلورپرومازین یک انتقال دهنده غلط (سدّ گیرنده) در سیناپس های دوپامین است ، یعنی؛ کلورپرومازین به گیرنده های دوپامین می چسبد و مانع فعّالیت آن می شود، با چنین کاری، از فعال شدن  گیرنده ها توسّط دوپامین جلوگیری می کند ( شکل 17/7 را ببینید).

 آنها همچنین بدیهی فرض کردند (مسلّم دانستند) که عدم فعالیت در گیرنده های پس سیناپس دوپامین، پیام بازخوردی به سلول های پیش سیناپس می فرستد، این پیام موجب افزایش آزادسازی دوپامینی که در سیناپس ها شکسته شده بود میشود. این، شرح داد که چرا فعالیت دوپامینرژیک  در مدّتی که مقادیر خارج سلولی دوپامین ساکنند کاهش و مقدار خارج سلولی متابولیت های آن افزایش یافته بود. کشف کارلسون و لاینکیست منجر به بازبینی مهمّی در نظریه دوپامین اسکیزوفرنی شد؛ ، مسلّم دانسته شده بود که عامل اصلی در روان گسیختگی به جای مقادیر بالای دوپامین ، مقادیر بالای فعالیت در گیرنده های دوپامین است.  در اواسط دهه 1970، اشنایدر و همقطارانش ( کریس، بارت، و اشنایدر، 1976) سنجیدند درجه ای که داروهای ضد اسکیزوفرنیایی گوناگونی که  با چسبیدن به گیرنده های دوپامین رشد کرده بودند. آنها اول، دوپامین های نشان دار شده با رادیواکتیو را  به نمونه های غشای عصبی غنی گیرنده های دوپامین که از اجسام مخطّط گوساله بدست آمده بود  اضافه کردند. سپس مولکولهای دوپامین که نچسبیده اند را  با آب از این نمونه ها جدا کردند  و مقدار تابش رادیو اکتیو مانده در آنها را  اندازه گیری کردند تا میزان  تعداد گیرنده های دوپامین را بدست آورند. سپس در نمونه های دیگر، توانایی هر دارو در جلوگیری از چسبیدن دوپامین های رادیواکتیوی به نمونه ها را اندازه گیری کردند، فرض موجود که داروهایی با هم ریشگی (قرابت)زیاد با گیرنده های دوپامین میبایست مکان های کمتری در دسترس برای دوپامین باقی گذارند. در کلّ ، آنها دریافتند که کلورپرومازین و دیگر داروهای ضد اسکیزوفرنیایی مؤثر، هم ریشگی بالایی با گیرنده های دوپامین داشتند، از آنجاکه داروهای ضد اسکیزوفرنیاییِ بی اثر قرابت کمی داشتند. اما به هر حال استثنا های مختلف عمده ای وجود داشت، یکی از آنها وجود هالوپریدول بود. اگرچه هالوپریدول یکی از قوی ترین داروهای ضد اسکیزوفرنیایی زمان خود بود، اما هم ریشگی نسبتاً کمی با گیرنده های دوپامین داشت.

یک راه حلّ برای معمّای هالوپریدول  با این کشف که دوپامین  به بیش از یک گیرنده زیرگونه (نوع فرعی) - اکنون پنج گونه مشخص شده است-   می چسبد، به وجود آمد (هارتمن و سیوِلّی، 1997). این کشف، اینکه کلورپرومازین و دیگر داروهای ضدّ اسکیزوفرنیایی در همین سطح شیمیایی (فنوتیازین ها) همگی بطور مؤثر به گیرنده های دی1 و دی2 می چسبند ، درحالیکه هالوپریدول و دیگر داروهای ضد اسکیزوفرنیایی در سطح  شیمیایی مشابه آن(بیوتروفنون ها) همگی بطور مؤثر به گیرنده های دی2 می چسبند اما به گیرنده های دی1 نمی چسبند، را وارونه ساخت. این کشف که حاکی از چسبیدن گزینشی  بیوتروفنون ها به گیرنده های دی2  بود منجر به  بازبینی مهمّی در نظریه دوپامین اسکیزوفرنی شد و نشان داد که روان گسیختگی معلول بیش فعّالی ( فعالیت بیش از حد) بخصوص گیرنده های دی2 است، نه گیرنده های دوپامین. اشنایدر  و همقطارانش ( اشنایدر، 1978 را ببینید) متعاقباً تأیید کردند که درجه ای که داروهای آرام بخش ( داروهای اسکیزوفرنیایی) به گیرنده های دی2 میچسبند در حدّ بالایی با کارآیی شان در توقّف نشانه های روان گسیختگی همبستگی دارد ( شکل 17/8 را ببینید). به طور مثال، آنها دریافتند که داروی آرام بخش اسپیروپریدول  بزرگترین پیوستگی با گیرنده های دی2 و قوی ترین تأثیر ضدّ اسکیزوفرنیایی را داشت. شرح ویژه گیرنده های دی2 در نظریه دوپامین در حال حاضر گسترده ترین نظریه شناخته شده در مورد بنیان عصبی روان گسیختگی است.

برگرفته از وب سایت

 psychologist-student 

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

آزمایش جدیدوبی خطر تشخیص سندرم داون:

آزمايش جديد سندرم داون (منگوليسم)، خطر سقط جنين ايجاد نمي‌كند .يك آزمايش جديد غيرتهاجمي براي امتحان دي‌ان آي ‪ DNAجنين، مي‌تواند ناهنجاري‌هاي ژنتيكي مانند سندرم داون يا منگوليسم را تشخيص دهد.

به گزارش سايت اينترنتي خبرگزاري رويترز، برخلاف آزمايش‌هاي تهاجمي كه مي‌تواند خطر سقط جنين را براي مادران باردار به وجود آورد، وسيله تشخيصي جديد تهديدي براي مادر يا جنين ايجاد نمي‌كند. در آزمايش جديد كه توسط شركت آمريكايي "راوجن‪ "Ravgenارايه شده، با استفاده از نمونه خون مادر، دي‌ان‌آي جنين براي تشخيص ناهنجاري‌هاي كروموزومي مورد آزمايش قرار مي‌گيرد. طبق اين گزارش، آزمايش خون مادر در دو مورد به درستي وجود ناهنجاري سندرم داون را، كه يكي از رايج‌ترين ناهنجاري‌هاي ژنتيكي است، تشخيص داد.

سندرم داون كه در گذشته "منگوليسم" خوانده مي‌شد، زماني روي مي‌دهد كه يك جنين، بجاي يك جفت، سه نسخه از كروموزوم ‪ ۲۱را ارث مي‌برد. خطر به دنيا آوردن يك نوزاد با اين ناهنجاري مادرزادي، با افزايش سن مادر، افزايش مي‌يابد. "راويندر دالان"، سرپرست تهيه‌كنندگان اين گزارش پژوهشي گفت اين آزمايش را مي‌توان به نحوي تغيير داد كه ساير ناهنجاري‌ها در هر كروموزوم يا هر ژن را تشخيص دهد. 

آزمايشهاي استاندارد براي تشخيص سندرم داون، شامل "نمونه‌برداري كوريونيك ويلوس ‪ (CVS)" chorionic villus samplingو آمنيو سنتز است. ‪ كه هفته سيزدهم بارداري انجام مي‌شود، سلولهاي جفت را براي رديابي هر گونه ناهنجاري ژنتيكي تجزيه و تحليل مي‌كند. آمنيو سنتز معمولا در حدود هفته شانزدهم بارداري انجام مي‌شود و در آن با يك سوزن مقدار كمي از مايع رحمي يا آمنيوتيك بيرون كشيده مي‌شود. اما در آزمايش جديد، ناهنجاري‌هاي ژنتيكي جنين با بررسي يك سلسله تفاوت‌هاي جزيي در دي‌ان‌آ به نام ‪ SNPها(‪(single nucleotide polymorphism مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

دالان معتقد است كه اين آزمايش كه نتيجه آن ظرف دو تا چهار روز تعيين مي‌شود، به همراه ديگر آزمايشها مورد استفاده قرار گيرد. پزشكان فرانسوي طي تفسيري در نشريه پزشكي انگليسي "لنست" گفتند كه نتايج به دست آمده تشويق‌كننده است اما هنوز بايد مطالعات بيشتري انجام شود.

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

چند نکته درمورد آموزش کودکان کم توان ذهنی:

 

مرکز آموزش و توانبخشی مهدیه در اسفند ماه 1377 تاسیس گردید و بعد از دو بار جابجائی از مرداد ماه 1381 در میدان شیرسنگی بلوار شهید چمران کوچه نیلوفر در حال فعالیت می باشد و عمدتا به کودکان کم توان ذهنی و جسمی تا 14 سال خدمات خود را ارائه می نماید .خدمات ارائه شده در مرکز شامل کاردرمانی و گفتار درمانی روانشناسی و کلاس های ویژه آموزشی می باشد و کودکان مورد پذیرش بر حسب سطح هوشی و سن و توانایی های جسمی در کلاسهای مختلف تحت آموزش قرار می گیرند.آنها هر روز به مرکز آورده می شوند و بعد از 5 تا 6 ساعت مجددا به خانواده هایشان تحویل داده می شوند.


توصیه های استاد داور منش را درمورد آموزش کوکان کم توان ذهنی در کتابی به همین عنوان :

"- در انجام کار و به نتیجه رسیدن کودک شتاب به خرج ندهید. با توجه به شناختی که نسبت به کند کاری آنان دارید به آنان فرصت دهید تا بالاخره کار خود را انجام دهند.
- تکرار و تمرین زیاد لازمه یادگیری هر مفهوم یا مهارت از طرف کودکان عقب مانده ذهنی است. هر مهارت هر چقدر ساده باید آنقدر تکرار شود تا از طرف او مورد یادگیری قرار بگیرد.
- رفتار شما باید با آنان مانند رفتار با کودکان عادی باشد ولی در عین حال انتظار عکس العمل کودکان عادی را نباید از آنان داشته باشید.


-
کودک را به نیمه تمام رها کردن کار عادت ندهید بهترین اقدام آن است که کاری را به او واگذار نمائیم که اطمینان داشته باشیم تا آخر قادر به انجام آن هست.
- هیچگاه کودک را به خاطر یاد نگرفتن مسئله ای سرزنش نکنید. توجه داشته باشید که در شرایط مساعد هر کسی طالب آموختن مطالب جدید است . پس به دنبال دلیل نامساعد بودن شرایط یادگیری باشید.
- تمرینات یادگیری را بصورت برنامه های خشک کلاسی ارائه نکنید بلکه بصورتی از کودک بخواهید که حالت بازیگونه دارد.
- دقت داشته باشید که فرامینی که به کودک می دهید کاملا واضح و روشن باشدو قابل درک برای او باشد .از بکار بردن جملات پیچیده و گنگ پرهیز کنید.
- داشتن زمینه قبلی در آموزش هر مرحله رکن اساسی است. باید بینید این مرحله از آموزش را که دارید به او عرضه می کنید آیا مرحله مقدماتی تر آن مهارت را می داند؟
- در مورد انجام کارها تا حدیکه خود قادر به انجام آن است او را آزاد بگذارید و مواردی را که قادر به انجام آن نیست فقط در کنار او به او کمک کنید. "

Fereshteha 

               :منبعhttp://downsyndrom.blogfa.com/8506.aspx

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

 

 وسواس درپارادایم شناختی:

 این پارادایم می گوید، شخص و سواسی بخاطر افکار مزاحمش خود را مسئول دانسته  و سرزنش می کند( یا به زبان مکتب شفا فکر را از خود می داند) .

و از طرفی  می ترسد این افکار به عمل  تبدیل شوند.  در نتیجه دچار اضطراب یا حال بد می گردد .پس برای خنثی سازی اضطراب دست به اعمال اجباری ( عینی یا ذهنی )  می زندو در نهایت با این اعمال اجباری اضطراب به صورت موقت کاهش یافته و این چرخه معیوب و مرضی تقویت می شود.

اما چرا  وسواسی ها دچار چنین دور معیوبی می شوند؟

۱- وسواسی ها اغلب در محیطی نا ایمن و پر از تردید زندگی می کنند و این خود تولید فکر مزاحم و حال بد  می کند.

۲- وسواسی ها غالبآ افسرده اند که این حالت عاطفی به افزایش افکار مزاحم کمک می کند.

۳- وسواسی ها دارای معیارهای عالی اخلاقی ( و غیره ) هستند پس در برابر افکار جنسی و پرخاشگرانه با شدت بیشتری واکنش نشان می دهند.

۴- وسواسی ها تصور نا درستی از فرایند تفکر انسانی دارند  آنها تصور می کنند  نباید هیچ گونه فکر مزاحمی داشته باشند.

در یک جمله فرمول نظریه شناختی برای وسواس عبارت است از:

افکار مزاحم خودکار ( وسواس ها ) - حال بد ( اضطراب) - خنثی سازی ( اجبارها ) - تقویت ( تثبیت وسواس )

 

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

افسردگى پس از وضع حمل:

 «من وقت زیادى را به گریه كردن مى گذرانم، نمى توانم خودم را جمع و جور كنم، لیست كارهایى كه باید انجام دهم بیش از حد طولانى است. احساس مى كنم به عنوان یك مادر كاملاً درمانده هستم. ذهن من چنان مغشوش است كه احساس مى كنم مى خواهم به همه بپرم. من باید احساس شادى بكنم ولى به جاى آن احساس بدبختى مى كنم.» «بچه همین طور پشت سر هم گریه مى كند و من نمى توانم او را آرام كنم. احساس درماندگى مى كنم ولى خشمگین هم مى شوم. بعد از آن احساس گناه عجیبى به من دست مى دهد. اشكال از بچه نیست از من است.»

 

افسردگى پس از وضع حمل چیست؟

افسردگى پس از وضع حمل نوعى از افسردگى است كه پس از تولد نوزاد رخ مى دهد.

 

نوع اول:

شایع ترین نوع آن یك افسردگى ملایم است كه اغلب به آن «حزن» مى گویند و در 50 درصد زنان اتفاق مى افتد. مادرى كه دچار این نوع افسردگى است اغلب احساس تنش، اضطراب  و فرسودگى مى كند، بسیار عاطفى است و گاه بدون هیچ دلیل خاصى مى گرید. این افسردگى  از روزهاى آغازین زایمان شروع مى شود و گاه تا چندین روز دوام مى یابد و بعد از آن به سرعت برطرف مى شود.این وضعیت دلیلى براى نگرانى ندارد، رفتارهاى حمایتگرانه و دادن اطمینان هاى مجدد به خصوص از سوی همسر ، به درمان این افسردگى كمك مى كند.

 

نوع دوم:

حدود 10 درصد زنان پس از زایمان دوران شدیدتر و مستمرترى از افسردگى را تجربه مى كنند (دوره هایى از خلق افسرده طولانى، بى اشتهایى، اختلال هاى خواب). این ناراحتى معمولاً در هفته سوم زایمان و یا بعد از آن شروع مى شود و ممكن است چند ماه دوام بیاورد. اقدامات درمانى نظیر روان درمانى و مصرف داروهاى ضدافسردگى  معمولاً بسیار مفیدند.

 

نوع سوم:

این نوع اختلال نوعى روان پریشى است كه در 1 تا 3 نفر از هر هزار زن زایمان كرده بروز مى كند. این اختلال به یك باره و در فاصله كمى از زایمان آشكار مى شود (در 40 درصد موارد تا روز هفتم پس از زایمان). این حالت موقعیت خطیرى را پدید مى آورد كه با توهم، هذیان و ابهام به همراه است.

رفتار و روان فرد افسرده متشنج و آشفته است و اغلب باورهاى غیرعادى و ناراحت كننده اى در مورد خود و یا نوزادشان دارند. چنین افرادى به كمك ویژه از طرف یك روانكاو احتیاج دارند. درمان رایج براى این وضعیت استفاده از دارو و یك دوره كوتاه بسترى شدن در بخش مخصوص مادران و نوزادان است. در برخى از موارد درمان با استفاده از تشنج الكتریكى صورت مى گیرد.

 

عوارض افسردگى پس از وضع حمل چیست؟

زنان یك رشته از عوارض را توصیف مى كنند كه در پایین شرح آنها آمده است:

احساسات یا عواطف

- احساس غمگینى، اضطراب و نومیدى

- حس بى ارزش بودن

- حس رنجیدگى و خشم

- حس گناه، تشویش، دلواپسى و دست پاچگى

- بیش از حد گریه كردن و یا ناتوان از اینكه گریه كند

 

فیزیكى یا جسمى

بىحالى  و فرسودگى

- دشوارى در خوابیدن

- بى علاقگى به داشتن رابطه جنسى

- تغییر اشتها . بیش از حد خوردن یا به اندازه كافى نخوردن

 

رفتارى

- از دیگران اجتناب كردن و عدم تمایل به بیرون رفتن

- اجتناب از انجام كارهایى كه از انجام آنها لذت مى بردند

- انجام ندادن تكالیف و وظایف و یا بالعكس انجام كارهاى توان فرسا

- به تعویق انداختن تصمیمات

- جروبحث زیاد و داد زدن بدون كنترل

 

چگونه مى توانیم به خود كمك كنیم؟

یك رشته اقدامات عملى وجود دارد كه شما مى توانید براى بهتر شدنتان آنها را انجام دهید.

 

- درباره احساسات خود صحبت كنید:

ممكن است صحبت كردن با همسرتان برایتان دشوار به نظر برسد ولى بیان احساسات ، عامل مهمى در تخلیه احساسات ناراحت كننده شما است و ثانیاً به حفظ رابطه روزانه شما و همسرتان كمك بیشترى مى كند.

 

- سعى كنید تمام روز تنها نباشید:

سعى كنید دوستانتان را ببینید و یا با افرادى كه براى شما احساس شادى و آرامش فراهم مى آورند دیدارى داشته باشید.

 

- از دادن هر پیشنهادى به اطرافیان كه كمك كننده به وضع حال شما است استقبال كنید.

مانند نگهدارى كودك و یا انجام كارهاى خانه.

- هر چه مى توانید استراحت كنید زیرا خستگى باعث تشدید افسردگى مى شود.

- غذاهاى مقوى و سالم مصرف كنید.

- زمانى را (هرچند كوتاه) براى پیاده روى،  خواندن یك مجله و كارهایى كه تسكین دهنده خاطر شماست اختصاص دهید.

- ورزش كردن عامل بسیار مهمى در رفع افسردگى شما است.

منبع:

WWW.AFTAB.IR

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |
سلام دوستان وخوانندگان عزیز بالاخره پس از کلی وقفه در کار وبلاگ دوباره آغاز به کار کردیم واولین پست جدیدرو با موضوع هنردرمانی آغار می نماییم:
                                           هنردرماني:
 
            «هنردرمانی میتواند موجب کاهش درد و اضطراب بیماران سرطانی شود »

تورنتو- تحقیقات ثابت کرده اند که کارهایی چون طراحی با ذغال، نقاشی با آب رنگ یا ساختن یک کاردستی تحت نظر یک هنر درمان مجرب، مهربان و ملایم میتواند به طور قابل توجهی از احساس درد و اضطراب بیماران سرطانی بکاهد.

این تحقیق چهارماهه که توسط محققین در بیمارستان Northwestern Memorial شیکاگو انجام شد، ثابت کرد که هنر درمانی (Art Therapy)، به سبک کردن هشت مورد از نه مورد نشانگان بیماری سرطان، از جمله درد، افسردگی، کم اشتهایی و خستگی، کمک میکند.

هنر درمانی، توسط یک متخصص آگاه از هنر و روانکاوی انجام میشود و با به کار گرفتن روند خلاقه موجود در ایجاد آثار هنری، به بیماران امکان میدهد تا درونی ترین احساسات خود را بیان کرده و به آرامش دست یابند.

جودیت پیس (Judith Paice)، مدیر این برنامه و همکار نویسنده در تحقیقات میگوید:

"این کار تنها هنر آفرینی نیست، قضیه به سادگی چسباندن پولک بر کاغذ نیست، واقعیت این است که در اینجا جریانی دائمی از تجلی احساس، بیان و تشریح درونیات وجود دارد که به مردم اجازه میدهد آنچه بر آنها میگذرد را در شکلی تازه بیان کنند، اینرا که در بیمارستان هستند و شاید علایم بیماری در آنها شدت یافته باشد و اینکه شاید از نتیجه معاینات وحشت زده هستند یا نگران آینده اند."

پیس در ادامه خاطرنشان کرد که بسیاری از بیماران مشاوره از طریق هنر را نسبت به جلسات معمول روان درمانی، بسیار کمتر مرعوب کننده و نا مطبوع میدانند چرا که :


هنر درمانی به منظور توانبخشی در کودکان
"به این ترتیب بیماران بزرگسال به طریقی دیگر قادر به بیان ترسها، احساسات، نگرانیها، آرزوها و رویاهایشان خواهند بود."

پنجاه بیمار با شرایط مختلفی از سرطان سینه و روده گرفته تا سرطان خون و غدد لنفاوی در این تحقیق شرکت کردند، این برنامه شامل یک ساعت هنر درمانی در بیمارستان بود.

اکثر این بیماران در شرایط غیر قابل درمان به سر میبردند و قبل از آغاز جلسه، از تمام آنها که 29 مرد و 21 زن در سنین 19 تا 82 بودند، خواسته شد که هر یک از نشانگاه بیماری خود را که شامل درد، تهوع، خستگی، افسردگی، اضطراب، خواب آلودگی، اشتها، حال عمومی و تنفسی میشد، با انتخاب عددی از 0 تا 10 درجه بندی کنند.

در طی جلسه هنر درمانی، بیماران میتوانستند به کارهایی از قبیل نقاشی، طراحی، مجسمه سازی و کاردستی بپردازند.

این جلسات که توسط یک هنردرمان مجرب هدایت میشدند، طوری تنظیم شده بودند که برای هر بیمار، متناسب با اهداف و شرایط وی، برنامه ای خاص انجام شود که طیف وسیعی از یک سرگرمی مشغول کننده تا روشی برای جستجو در عمیق ترین مسایل روانی را در بر میگرفت.

هنر درمان ابتدا شرایطی را ایجاد میکند که بیماران احساس راحتی داشته باشند و با گفتن جملاتی نظیر این:

"برای انجام این کار هیچ روش درست و غلطی وجود ندارد، ما در این روند به دنبال آرامش و درمان هستیم نه به دنبال تولید یک محصول بی نقص، به منتقدان درونی خود بگویید که ساکت باشند و بگذارند شما از کاری که انجام میدهید لذت ببرید. شما حتما اشتباه نخواهید کرد"، جلسه را آغاز میکند.

پس از پایان یافتن جلسه، باز هم از شرکت کنندگان خواسته شد تا علایم بیماری خود را درجه بندی کنند.

جلسه هنر درمانی کهن سالان
قبل از هنردرمانی، میزان متوسط دردی که توسط بیماران اعلام شده بود، حدود 2 بود و پس از آن به 1 رسید. میزان اضطراب آنها نیز به حدود نصف مقدار قبل رسیده بود. تنها موردی که با اجرای این برنامه تغییر نکرد، حالت تهوع بود.

هنر درمان این جلسه، نانسی ناینیس (Nancy Nainis) گفت:

"ما به خصوص با مشاهده کاهش خستگی بسیار غافلگیر شدیم، چندین نفر از بیماران اعلام کردند که جلسه هنر درمانی آنها را پر انرژی کرده است."

او اعلام کرد که این تحقیق اولین مورد مستند کاهش خستگی در اثر هنردرمانی است. بسیاری از بیماران قبلا هرگز در جلسات هنردرمانی شرکت نکرده بودند و اکثر آنها مشتاق ادامه دادن این جلسات هستند.

90 درصد بیماران در پاسخ به این سوال که حال عمومی آنها پس از هنردرمانی چگونه بوده است، اعلام کردند که این کار آنها را سرگرم کرده و توجه آنها را به جای تمرکز بر درد و ناراحتی، بر انجام کاری مثبت متمرکز کرده است.

lfpress.ca
+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

فهرست ماهنامه ها ومجلات تخصصی روانشناسی در ایران

مجلات تخصصی روانشناسی 

دوفصلنامه روانشناسی معاصر ( مجله تخصصی انجمن روانشناسی ایران ) >>
 
  
فصلنامه انديشه و رفتار
 Andeesheh Va Raftar 
 
فصلنامه علمي ـ پژوهشي روانپزشكي و روانشناسي باليني دانشگاه علوم پزشكي ايران ( مركز تحقيقات بهداشت روان )
 آدرس : تهران ، خيابان طالقاني ، نرسيده به خيابان شريعتي ، كوچه جهان ، پلاك 1 ، انستيتو روانپزشكي ايران ، كدپستي15636 ،صندوق پستي 344ـ15745
 تلفن دفتر نشريه : 3ـ7537842
 فاكس : 7533847
 Email: tepsyins@hbi.dmr.or.ir
 
 
 
فصلنامه شناخت - مجله روانشناسي و روانپزشكي
 
Shenakht - A Journal of Psychology and Psychiatry
 
دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني كردستان
نشاني : سنندج ، خيابان پاسداران ، دانشگاه علوم پزشكي كردستان ، كد پستي : 345/66135 ،  صندوق پستي : 345/66135
تلفن : 6662466
 فاكس :6665327
 E- mail : shenakht@hotmail.com
 
 
 فصلنامه تازه هاي روان درماني
 Psychotherapical Novelties
صاحب امتياز ومدير مسئول : دكتر محمد مهدي خديوي زند
 آدرس مجله : مشهد ـ بلوار ملك آباد ـ نسترن 1ـ پلاك 38 فصلنامه صندوق پستي :1716ـ91775
تلفن : 09135155968 ـ 7612510
دورنگار : 7637962
 
 
پژوهشهاي روان شناختي
 Psychological Researches
 
نشاني : تهران ـ صندوق پستي 5191-14155
تلفن : 8908292 ، 8893409
فاكس: 8803719
 
 
 
مجله روانشناسی و علوم تربیتی
 Journal of Psychology and Education
 
فصل نامه علمي ـ پژوهشي دانشگاه شهيد چمران اهواز ، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي

نشاني دفتر مجله: اهواز، دانشگاه شهيد چمران اهواز ، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي ، صندوق پستي 139ـ 61355 اهواز
تلفن 333910ـ 0611 داخلي 20
فاكس 3333911ـ0611

  
 
مجله روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
   
Journal of Psychology and Education
آدرس : تهران ، زرگراه جلال آل احمد ، مقابل كوي نصر ، دانشكده روان شناسي و علم تربيتي ، صندوق پستي ك 6456-14155
دورنگار :8254734
پست الكترونيكي : jedpsy@ut.ac.ir
 
 
 
فصلنامه روانشناسان ايراني
  Journal of Iranian Psychologists
 
نشاني دفتر فصلنامه : تهران ـ خيابان سپهبد قرني ـ شماره 165 ـ معاونت پژوهشي و برنامه ريزي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب ، كد پستي 15847
 تلفن : 8830501- 8845629 - 8811727 - 8845649
 نمابر : 8830666
 پست الكترونيكي : Jip@azad.ac.ir/jip
 پايگاه اينترنتي : www.azad.ac.ir/jip
 
 

فصلنامه علمي پژوهشي صداي مشاور

The Quarterly Journal of Counselor Voice

بر گرفته از پایگاه اطلاع رسانی داوری.                                                            

 
+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

سال نو را به تمامی دوستان عزیز تبریک می گویم لحظاتی را سبز تر از بهار برایتان آرزومندیم

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

اگر یادتان باشد در پست های پیشین در مورد اریک فروم مطالبی از قول او مبنی بر فراموشی و نادیده گرفتن مسائلی مانند آزادی، صداقت، عشق,.. را مطرح کردیم،در واقع او مدعی بود که  به دست آوردن مسائل مذکور بسیار سخت وملال آور است وما باید با طبیعت آدمی کار کنیم که این مسائل را فراموش کند.نمی دانم که شما چه گونه استدلال می کنید، اما من پس از این که با چند نفر از صاحب نظران مکاتباتی را داشتم وهمچنین  مطالعه چند تا کتاب ، بعد از این همه وقت بالاخره موفق به یافتن استدلالی مبنی بر عدم امکان چنین کاری شدم ، به طوری که به عقیده من مسائلی مانند آزادی ،عشق، صداقت در واقع  پایه های زندگی انسانی را می سازندو در واقع اگر ما بپذیزم که انسانیم باید سختی به دست آوردن مسائلی مانند آزادی وعشق و صداقت را هم به جان بخریم .نکته اینجاست که فراموشی این مسائل مستلزم تصمیم بر« انسان نبودن» وبه نوعی «زندگی نکردن» است.

حال استدلال شما چیست؟

 

 

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

معیارتشخیص افسردگی ازدید گاه DSMTV( انجمن علمی روانشناسی آمریکا)

 

مجموعه ای عالی وبسیار رایج از معیارهای لازم برای تشخیص افسردگی ، در یک نشریه رسمی آمریکائی به نام کتابچه راهنمائی تشخیصی وآماری اختلالات روانی متعلق به انجمن روانپزشکی آمریکا آمده است این معیارها که روانپزشکان انگلیسی نیز آنهاراپذیرفته اند وبه کار می برند که عباتنداز :

 

       ملاک A : بیشتر علائم زیر در یک دوره دوهفته ای بروز می کند :

 داشتن خلق افسرده ( که گاهی اوقات در کودکان ونوجوانان به صورت تحریک پذیری بروز می کند ) در اکثر اوقات روزو تقریباٌ درتمام روزها.

 کاهش چشمگیر در میزان شوق وعلاقه و لذت درتمام اوقات و یا تقریباً  تمام فعالیت های زندگی دراکثر اوقات روز وتقریباٌ درتمام روزها( به گونه ای که ادراک خود فرد ومشاهدات دیگران از او دراکثر اوقات بربی احساسی افراد مبتلا به افسردگی دلالت دارند.)

 کاهش محسوس وزن یا افزایش آن بدون تغییر رژیم ( به میزان بیش از 5 در صد کل وزن بدن درعرض یک ماه) یا کاهش وافزایش تقریباٌ هر روزه اشتها ( در کودکان این خالت بر اساس نا توانی د رافزایش وزنبه میزان مورد انتظار سن دیده می شود. )

 بی خوابی، کم خوابی ، خواب زدگی ، پر خوابی ، تقریباً درتمام روز.

 بی قراری روانی حرکتی یا کندی روانی حرکتی نوعی شتاب یاکند درفعالیت ها ، وفرایند های ذهنی روانی ، تقریباٌهر روزه ، چنانکه دیگران متوحه آن شوند .( نه صرفاً تصورات ذهنی بی قراری یا کندی در خود بیمار )

 خستگی یا تحلیل انرژی به صورت تقریباٌ هرروزه .

 کاهش توانائی درتفکر یا تمرکز حواس ، یا نامصمم بودن، تقریباً هروزه . 

احساس بی ارزشی ویااحساس گناه مفرط یا نامناسب  ( که می تواند هذیانی باشد ) تقریباً هرروزه ( نه صرفاً ملامت وسرزنش خود یا احساس گناه به دلیل مریض بودن .)

افکار تکراری یا مکرردر خصوص مرگ ( نه فقط ترس از مرگ ) یا خودکشی بدون یک نقشه معین ، یا تلاش برای خودکشی ، یا داشتن یک نقشه معین برای اقدام به خودکشی .

 

ملاک : B علائم شامل یک دوره مختلط نشوند .

ملاک :C  کار کرد عادی فرد در زمینه های اجتماعی  ، شغلی ویا سایر زمینه های تحت تاثیر این علائم قرار گیرد .

ملاک : Dعلائم ناشی از تاثیر فیزیولوژی مصرف یک ماده نباشد.

ملاک :E  داغ دیدگی توضیح بهتری برای این علائم نباشد.

 

دوستانی که احساس می کنند که به نوعی افسردگی مبتلا می باشند می توانند از طریق ایمیل مشکل خود را مطرح نمایند تااز راه حل های پیشنهادی ما جهت درمان ورفع مشکل افسردگی استفاده کنند.   

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

http://ravandoostan.blogfa.com

saedypaymanpsy@yahoo.com

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |

آیا می دانستید...

دانشمندان بر این باورند که انواع ناراحتی های روانی و مشکلات ذهنی در دهه های اخیر به طور قابل توجه و چشمگیری رو به افزایش نهاده است و در این میان، رژیم های غذایی یکی از بزرگ ترین عوامل به شمار می آیند.

نتایج حاصل از تحقیقات پژوهشگران بریتانیایی به روشنی نشان می دهد تغییر الگوهای تغذیه در ۵۰ سال گذشته، نقش کلیدی و مهمی در افزایش بیماری های روانی در میان جوامع مختلف ایفا کرده است.به گفته محققان بنیاد بهداشت روانی بریتانیا، شیوه هایی که امروزه برای سیر کردن جوامع و در قالب رژیم های تغذیه ای گوناگون مورد استفاده قرار می گیرد، تعادل عناصر غذایی دریافتی انسان ها را در مقایسه با آنچه مورد نیاز است، به شدت تغییر داده و این امر، آثار منفی و پیامدهای ناگواری را به ویژه بر روی بهداشت روانی و توانایی ذهنی جوامع بر جای گذاشته است. برای مثال، بسیاری از ملل جهان درمقایسه با دهه های گذشته، ماهی کمتر و چربی و قند بیشتری مصرف می کنند. نتایج بررسی های انجام شده در این زمینه نشانگر آن است که چنین تغییری در رژیم غذایی ملل، افزایش افسردگی و اختلالات حافظه را به همراه داشت و امروزه افراد فراوانی با این قبیل مشکلات دست به گریبانند.با وجود شواهد به دست آمده در این زمینه، دانشمندان تأکید می کنند که تحقیقات هنوز کامل و کافی نیست و باید آزمایش ها و بررسی های تکمیلی در این عرصه صورت گیرد تا بتوان با دقت و قطعیت بیشتری در این باره سخن گفت.

دکتر اندرو مک کالوچ ، رئیس اجرایی بنیاد بهداشت روانی بریتانیا می گوید: ما به خوبی نسبت به آثار و عوارض جسمی ناشی از اتخاذ چنین رژیم غذایی نامناسبی در بدن خویش آگاه هستیم.وی می افزاید:با وجود این، اکنون موفق به درک این موضوع مهم شده ایم که مغز انسان چگونه از الگوهای تغذیه ای تأثیرمیپذیرد و غذاهایی که هر روز می خوریم، چه تأثیری بر وضعیت ذهنی و روانی ما دارد.به گفته دکتر مک کالوچ ، رفع و درمان ناراحتی ها و بیماری های روانی به یاری تغییر رژیم تغذیه ای، در برخی از موارد بسیار مؤثرتر و بهتر از بهره گیری از داروها و روش های درمانی شیمیایی است.

کارشناسان همچنین تأکید می کنند کشاورزی صنعتی سبب سرازیر شدن انواع کودهای شیمیایی و آفت کش ها به غذاهای مورد استفاده انسان شده و ترکیب شیمیایی عناصر غذایی مورد استفاده ما را به طور قابل توجهی دچار تغییر کرده است.بدیهی است که چنین تغییری می تواند آثار جسمی و روانی نامطلوب بسیار گسترده ای را به دنبال داشته باشد؛ آثاری که در قالب انواع ناراحتی های جسمی وروانی ظهور می یابد و انسان را به خویش دچار می سازد.

 

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |
دوستان عزیز ببخشید که این روزها یه کمی دیر به روز می شویم چون دیگه یواش یواش به امتحانات ترم نزدیک میشیم،اما باز هم سعی می کنیم که با مطالب جدید تر وبهتر به زودی به روز بشیم منتظر ما باشید

  کاوش های روانی 

http://ravandoostan.blogfa.com

                                  

 

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |
همه ما مي رويم بي ان كه برويم همه ما مي پوسيم بي انكه بپوسيم كفن هاي سفيد،بخت هاي سياه تنها صفحه شطرنجي است كه دركيش ومات آن به انتظار معجزهاي هستيم جاي پاي باد برروي برگ درخت توت روي مزارسردپيداست شيطان وانسان دركمين حيله اي ديگر قلب مي ايستد،ديگرنمي تپندسنگ ها چادرمادرروزگارازسرش افتاد و اين دنياست كه به ترجمه بي ناموسي نشسته است حرمت ريخت،چكه چكه تامسيرش وحريمش را خودش بسوي خجل كردن انسان بپيمايد بيان در تكاپونيست كه ماراصدازند فحشا به خوشحالي مي انديشد چشمها بيكارندوقدم مي زنندبه آرامي درپياده رورخ زيباي مقابل چشمهاي اطرافم عجب اين شبها پرخوري مي كنند ناموس را وشهوت را،درزيرعينكهاي تيره دلها به عرياني معصيت نمي نگرند پلكها درزيراجبارچشمها،مبهم نفس مي كشند مبهم زنده هستند،بي جرم وبي گناه

سعيد كماسي

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |
در مورد افسردگی بیشتر بدانیم افسردگی حالتی است که به طورآشکارومشخص با عواملی مانند :نوع زندگی روزانه،انواع مشاغل اجتماعی،عادی بودن زندگی روزمره و خوش وبشاش بودن بستگی دارد.متاءسفانه در30سال گذشته،سرعت خود کشی در جوانان سه برابر شده است ،از سوی دیگر می توان چنین برداشت کرد که افسردگی جوانان به درمان وبرنامه های درمانی ،به شکلی رضایت بخش جواب می دهد.به همین دلیل وبرای آگاهی از انجام کمک های ضروری،باید پدر ها و مادرها ،آموزگاران،وافرادجامعه را به شناخت بیماری افسردگی،در مراحل مختلف زندگی تشویق نمود.

اگر شما نوجوانی را می شناسیدو حدس می زنید که از افسردگی رنج می برد ،شما در بهترین موقعیت کمک کردن به او قرار دارید ،اما متاءسفانه در بیشتر موارد تشخیص این که نوجوانی افسرده است یا نه ؟مشکل است .

گاهی نوجوانا ن وجوانان نسبت به روابط خود ،بادیگران بی احساس و چهره ای غمگین دارند و از دیگران ماءیوس هستند ،خود را بی یار و یاور می بینند ، این را بدانیم که د راین حالت در ابتدا اینگونه نوجوانان نیاز به فردی دارند ،که به سخنان آنان گوش دهد نه این که به نصیحت آنان بپردازد و این نوعی مهارت است که باید مورد توجه قرار گیرد و در همین راستا باید جوان افسرده را به زندگی کردن امید وار وتشویق نمود ،زیرا بلافاصله بعد از شروع برنامه های درمانی امکان دارد که جوان افسرده زندگی روشن و امید وار کننده ای را پیش روی خود داشته باشد.

این مطلب ادامه دارد.

+ نوشته شده توسط سعیدی در و ساعت |


Powered By
BLOGFA.COM